موج انقلاب اسلامی

بیداری اسلامی نوید بخش آینده ای روشن

1- سال 1989 سلمان رشدی كتاب آیات شیطانی منتشر میکند که موج اول اسلام هراسی و اسلام ستیزی آغاز می شود.

2-  سال 2001 جورج بوش پسر با بیان مطالبی در زمینه آغاز جنگ صلیبی نوین و همزمان چاپ کتاب« پیامبر ویرانی» توسط گرین وین

2-    تولید برنامه های سینمائی ، انمیشن و رایانه ای توهین آمیز نسبت به مقدسات اسلام  همچون تولید فیلم خضوع یا فیلم فننه توسط نماینده پارلمان در هلند  در سال 2004 ،فیلم «بدون دخترم هرگز» ،فیلم «سنگسار ثریا» ،و در نهایت فیلم اخیر اهانت به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام (سال 2012 ) توسط سام باسیل، با نام مسلمان بی‌گناهند .

4-اقدام تهدید آمیز و تلبیغاتی – روانی «تری جونز» کشیش گمنام آمریکایی مبنی بر آتش کشیدن قرآن کریم در نهمین سالگرد حادثه 11 سپتامبر 2001 و پوشش پرحجم رسانه ای آن توسط رسانه های غربی

سال 2005 كورت وسترگارد  كاریكاتوریست دانماركی با چاپ کاریکاتوری وهن آمیز از پیامبر(ص)

5-ساخت کاباره ای به شکل کعبه در اسپانیا

6- جلوگیری از ساخت گلدسته های مساجد در سوئیس و سوئد.

7-     اسلام ستیزی در نروژ ، بلژیک با افزایش فضای امنیتی علیه مسلمانان

8-معادل سازی دوگانه غرب از اسلام تروریست و تأکید مقامات غرب بر معرفی مسلمانان به عنوان تروریست و ...

9-قرآن سوزی در شهرهای آمریکا با فتوای کشیش تری جونز مسیحی – صهیونیستی.

10-قراردادن قرآن بعنوان سیبل میدان تیر در پایگاه آمریکا بگرام افغانستان توسط سربازان ناتو

11-ساخت برج دوبی  به شکل یک صلیب بزرگ

12-  ساخت ساعت لندن در کنار خانه خدا

13-   جنگ روسریها در اروپا بویژه – فرانسه و هلند .

14-  -تولید کفش های ورزشی با شعار توحیدی لااله الا الله و محمد رسول الله


برچسب‌ها: اسلام ستیزی, اسلام هراسی
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم


آيت الله صادق لاريجاني

رئيس محترم قوه قضائيه

سلام عليكم



پاسخ مورخه 91.07.30 جنابعالي كه با مُهر"خيلي محرمانه" ارسال گرديد واصل و موجب تشديد نگراني اينجانب از نحوه اجراي اصول متعدد قانون اساسي از سوي رياست محترم قوه قضائيه گرديد. از آنجا كه اين مكاتبات مربوط به حقوق اساسي ملت است ضرورتي به محرمانه بودن ندارد، درباره نامه فوق نكات زير را متذكر مي گردم:

1- بر اساس اصل 113 قانون اساسي رئيس جمهوري به عنوان منتخب ملت بالاترين مقام رسمي كشور پس از رهبري و رئيس قوه مجريه و به علاوه مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است. همچنين بر اساس اصل 121 قانون اساسي رياست جمهوري با سوگند شرعي متعهد به صيانت از حقوق اساسي ملت شده است. متن اصول فوق كاملاً‌روشن است. صيانت از حقوق اساسي ملت از منظر تدوين كنندگان قانون اساسي آنقدر مهم بوده است كه در متن سوگند شرعي رياست جمهوري به وضوح درج شده است و تفاسير متعدد شوراي محترم نگهبان نيز بر اين مسئوليت و اختيار خطير رئيس جمهوري تاكيد دارد.

2- اينجانب بر اساس وظيفه قانوني، بررسي نحوه اجراي اصول قانون اساسي در آن قوه از جمله نحوه دادرسي را در برنامه كاري خود داشته ام. از سال 88 چندين بار با جنابعالي مكاتبه و مواردي از قانون اساسي را تذكر داده ام ليكن از علني كردن آنها خودداري نموده ام. در سخنراني هاي عمومي تذكرات لازم براي اجراي عدالت و رسيدگي دقيق به حقوق مردم داده ام. به خصوص در جلسه مورخه 91.04.06 مسئولين قضايي در مشهد مقدس نگراني خود را دربارة اهتمام كافي قوه قضائيه به تامين و رعايت حقوق اساسي ملت مندرج در اصول متعدد قانون اساسي از جمله اصول2 ، 3 ، 6 ، 9 ، 19 ،20 ، 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 32 ، 34، 35 ، 36 ، 37 ، 38 و 39 به صراحت اعلام نمودم.

3- در نامه خود فرموده ايد كه رئيس جمهوري قبل از برنامه ريزي براي سركشي به زندان بايد از قوه-قضائيه اجازه بگيرد. دو بار هم تاكيد كرده ايد كه سركشي به زندان اوين به مصلحت نمي باشد و يك بار هم فرموده ايد كه موافق نيستيد. بايد يادآور شوم كه در اصول قانون اساسي لزوم اجازه يا موافقت و يا مصلحت انديشي قوه قضائيه در اجراي وظايف قانوني رئيس جمهوري پيش بيني نشده است.

چگونه جنابعالي اجراي قانون اساسي را به مصلحت نمي دانيد. اگر اين نگاه بر كل فعاليت هاي قوه قضائيه حاكم باشد آيا نمي شود تصور كرد كه برخي از اصول قانون اساسي و حقوق اساسي مردم با مصلحت انديشي و تشخيص شخصي در قوه قضائيه متوقف شده و يا ناديده انگاشته مي شود. متاسفانه جنابعالي قبلاً اعلام كرده ايد كه وجود هيئت منصفه مطبوعات كه صراحت اصل 168 قانون اساسي است را قبول نداريد كه در اين مورد حضوري تذكر دادم. اما متاسفانه ظاهراً بخشي از اقدامات قوه قضائيه درباره مطبوعات و رسانه ها با همين نگاه انجام مي گيرد.

4- در نامه فوق با استناد به عناويني چون ضرورت رسيدگي به معيشت مردم و يا اينكه يكي از منتسبين نزديك اينجانب (آقاي جوانفكر مدير روزنامه ايران) مشغول تحمل كيفر در زندان اوين است و يا اينكه چرا در سال هفتم رياست جمهوري سركشي انجام مي شود و يا اينكه نزديك به انتخابات رياست جمهوري بعدي هستيم، سركشي از زندان اوين را داراي شائبه سياسي و حمايت از مجرم تلقي فرموده ايد:

اولاً به استناد كدام اصل از اصول قانون اساسي جنابعالي مي توانيد امري را تفسير سياسي كنيد و مانع از اجراي قانون اساسي شويد.

ثانياً آيا به عنوان رئيس قوه قضائيه مي توانيد به استناد تشخيص سياسي خود حكمي صادر نمائيد.

ثالثاً مگر بناست قوه قضائيه و يا زندان اوين در انتخابات آتي نقشي ايفا نمايند.

رابعاً آيا جنابعالي برنامه هاي كاري و اجراي وظايف مندرج در قانون اساسي و اصل قضاوت را منوط به شرايط سياسي مي دانيد.

خامساً به راحتي به اينجانب اتهام " حمايت از مجرم" زده ايد. گرچه اينجانب حكم عليه آقاي جوانفكر را بر خلاف عدالت مي دانم وليكن محاكمه تمام شده و ايشان در حال تحمل مجازات است. چگونه ممكن است سركشي به زندان حمايت از مجرم تلقي شود. به علاوه شما از كجا مي دانيد كه ديدار با ايشان در برنامه كاري اينجانب بوده است.

در حالي كه جنابعالي به آساني به رئيس جمهوري كه نماينده ملت و مجري قانون اساسي است اتهام مي‌زنيد آيا مي توان براي آحاد مردم كه پشتيبان خاصي جز خداوند ندارند امنيت قضايي متصور بود. ضمن احترام عميق به خيل عظيم قضات متعهد و كاركنان شريف قوه قضائيه بايد اذعان نمايم كه برخي معتقدند اين رفتار به يك رويه در مسئولين بلند مرتبه قوه قضائيه تبديل شده است. توجه شما را به برخورد سخنگوي قوه قضائيه با سئوال خبرنگار جلب مي نمايم. لازم به ذكر است كه آقاي جوانفكر مشاور مطبوعاتي اينجانب بوده وليكن هيچ نسبتي با اينجانب دور يا نزديك ندارد.

سادساً‌ آيا به نظر جنابعالي اجراي اصول قانون اساسي مي تواند تحت تاثير سالهاي مختلف مسئوليت يك مسئول متوقف و يا دگرگون شود. آيا بايد پذيرفت كه بسياري از رفتارها و مواضع در قوه قضائيه تحت تاثير حوادث سياسي است.

سابعاً اتفاقاً‌رفع ريشه اي مشكلات مزمن اقتصادي كشور ايجاب مي نمايد كه علاوه بر اقدامات صرف اقتصادي، نحوه اعمال عدالت و برخورد با مفاسد اقتصادي و رانت خواري هاي عده اي خاص و ايجاد امنيت عمومي اقتصادي كه در تمهيد فضاي سالم اقتصادي و اثر بخش بودن سياستها و برنامه هاي اقتصادي دولت نقش تعيين كننده دارد، نيز مورد ارزيابي و بررسي قرار گيرد. اموري كه جزء‌وظايف اصلي قوه-قضائيه بوده و از اين جهت نقش اين قوه را ممتاز كرده است تا جايي كه به اعتقاد بسياري از علما وظيفه قطعي و لاينفك حكومت قضاوت است. متاسفانه گزارش مستند و دقيقي از انجام اين وظايف قوه قضائيه در دسترس نيست.

ثامناً در حاليكه به فرموده امام راحل (ره) زندان بايد دانشگاه باشد و علي القاعده درب آن به روي اقشار مختلف از جمله حقوقدانان، روانشناسان، جامعه شناسان و محققين علوم انساني و دانشجويان و مددكاران اجتماعي باز باشد، بازديد رئيس جمهوري كه انتظار مي رفت با استقبال مسئولين قوه قضائيه مواجه شود، شائبه اي ايجاد نمي كند بلكه مخالفت با اين امر شائبه هاي زيادي ايجاد خواهد كرد.

تاسعاً آيا قابل قبول است كه اينجانب نيز پرداخت بودجه هاي كلان به قوه قضائيه را به مصلحت ندانم.

5- ضمن تذكر اصول 61 ، 113 ، 121 ، 161 و بند 2 اصل 156 اعلام مي دارم كه به استناد اصول متعدد قانون اساسي از جمله اصل 113 و سوگند شرعي اصل 121، مصمم به اجراي كامل قانون اساسي و اصلاح اساسي و ريشه اي امور كشور هستم و مطمئناً با سركشي از زندانها و برخي دادگاهها نحوه اجراي اصول قانون اساسي و رعايت حقوق اساسي ملت را مورد بررسي قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبري تقديم خواهم كرد. انشاء‌الله .

در انجام اين وظيفه سنگين ياري همه قوا و دلسوزان و لطف خداي متعال را مي طلبم.



محمود احمدي نژاد


برچسب‌ها: اسلام هراسی, اسلام ناب محمدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

هر کس اندکی با دین اسلام آشنایی داشته باشد خواهد فهمید که این دین، دین برابری، برادری، پیشرفت و دین پایبندی به ارزش های اخلاقی است. اما امروزه در غرب چهره ی تحریف شده ای که از آن به مردم نشان داده می شود. آن را دین خشونت، وحشیگری، دین ظلم و ستم معرفی می کنند. البته نقش استکبار جهانی را نباید نادیده گرفت، از طرفی ریگی و منافقین را با لعاب های اسلامی به بشریت معرفی می کند و آنها با دستانی جنایت پیشه هنگام جنایت ندای الله اکبر سر می دهند و از طرف دیگر همین جنایت پیشه ها را به عنوان قهرمانان مقاومت در رسانه های خود مطرح کرده و می ستایند. حمایت آشکار غرب از طالبان و القاعده بر کسی پوشیده نیست و همین بازی های چندگانه نشان می دهد استکبار جهانی نقشی اساسی بازی می کند. زمانی که توحش در قرون وسطی بیداد می کرد و دنیای غرب دچار توحش بی حد و حسابی بود اسلام در هزار و چهار صد و اندی سال پیش ، از علم و دوستی و محبت سخن به میان آورده است. حضرت محمد مصطفی(ص)  به عنوان پیامبر اسلام که رحمت عالمیان و عصاره خلقت است و در حلم و علم نظیر نداشته و قلم و بیان از وصف آن بی همتای خلقت عاجز است امروز توسط سردمداران دهکده جهانی از سر استیصال هر از گاهی به شاخه ای سست چنگ می زنند و در مورد این بی همتای عالم توهم زایی می کنند. یکبار با فتنه ی سلمان رشدی در قالب کتاب آیات شیطانی و دیگر بار از طریق کاریکاتوریست بیماردل دانمارکی، فیلمساز اسلام ستیز هلندی، کشیش دیوانه ی آمریکایی، خواننده هتاک ایرانی و این بار از حربه ی توهین، طعنه و استهزاء مدد جسته اند تا شاید با این روش جایگاه رفیع اسلام را تنزل بدهند و عشق به پیامبر رحمت و مودت را سرکوب و موج اسلام خواهی افول یابد. از همین روست که به سلمان رشدی مفلوک هندی تبار، به سیاستمدار سرسپرده دانمارکی، به کشیش مطرود آمریکایی، به فیلمساز مستاصل هلندی، به آوازه خوان مغضوب ایرانی خارجه نشین و در نهایت به نویسنده و کارگردان مزدور آمریکایی- اسرائیلی ماموریت می دهند تا نقشه های شومشان را اجرا نمایند. همه این ها باعث شده است موج دوم بیداری اسلامی شروع شود.

برچسب‌ها: اسلام هراسی, ایران هراسی, ناتوی فرهنگی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

در تحلیل پدیده پدیده اسلام هراسی، مانند تحلیل هر پدیده دیگر نمی توان آن را تک سبب و تک علتی دانست. اسلام هراسی اسباب متعددی دارد که از درجه اهمیت و قدرت متفاوتی برخوردارند. یکی از این علل و عوامل سرشار بودن تاریخ از درگیری های میان اسلام و غرب است. می توان گفت که فتوحات اسلامی، مرزها و آفاق غرب را در طول قرن ها درهم نوردید و حوادث ناشی از آن مانند درهم شکستن کاروان های نظامی روم و انهدام مراکزشان در زیر گام های سربازان مسلمان، نخستین تجربه های دردناکی بود که غرب در رابطه اش با جهان اسلام، با آن روبرو شد.  جنگ یرموک و فتح اندلس در سال ۹۱ هجری و جنگ لابواتیه- بلاط الشهدا- در سال ۱۱۴هجری که اگر مسلمانان در آن پیروز می شدند، اسلام به دل پاریس نفوذ می کرد و فتح قسطنطنیه در سال ۸۵۷میلادی همه عواملی است که غربی ها را از اسلام ترسانده است و تعامل مستقیم مردم غرب با مسلمانان در طول دهه های متوالی، در جریان اشغال و همچنین ایجاد نهضت علمی و تمدنی در بسیاری از شهرهای اسلامی نتوانسته است اذهان غربی ها را در مورد اسلام و مسلمانان تصحیح کند و شاید بتوان گفت غالب نبودن فرهنگ اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در این جنگ ها چهره ای دیگر از اسلام به غربی ها ارائه نموده است. 


برچسب‌ها: اسلام هراسی, اسلام ناب محمدی, ائمه اطهار
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

عملا آنچه از تحقق اهداف و برنامه های آنان نسبت به مسلمانان روی می دهد چنین مواردی است:

تبعیض علیه مسلمانان -----> خصومت با اسلام ----> عادی شدن خصومت با اسلام ----> اعلان جنگ علیه کلیت اسلام ----> طرد و دفع مسلمانان از جامعه -------> تبعیض علیه مسلمانان


برچسب‌ها: اسلام ستیزی, اسلام هراسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

اهداف مد نظر دولت ها و جوامع غربی از برنامه ریزی و هدف گذاری فعالیت های اسلام هراسی را می توان به چند حوزه تقسیم بندی نمود:

حوزه مفهومی اسلام هراسی:

- محکوم سازی کلیت اسلام و تاریخ مسلمانان به عنوان امری افراطی. 

- انکار اکثریت میانه روی مسلمان.      

- ترس و اکراه بی اساس از مسلمانان.

حوزه مصداقی اسلام هراسی:

- اسلام به عنوان مشکلی برای جهان.  

-مسلمانان در صدد تغییر جهان بر اساس دین خود هستند.

- تمدن تمدن اسلامی، تمدنی ایستا و متحجر. 

- تمدن اسلامی فاقد ارزش های مشترک با دیگر فرهنگ هاست.  

- تمدن اسلامی تاثیرپذیر یا تاثیر گذار نیست.    

- تمدن اسلامی، تمدن فرودست و بربری است.  

- تمدن اسلامی غیر عقلانی و ابتدایی است.    

- تمدن اسلامی تمدنی جنسیت گرا است.  

- تمدن اسلامی خشن، ستیزه جو و تهدید کننده است. 

- تمدن اسلامی، حامی تروریسم است.   

- تمدن اسلامی مخالف تمدن های دیگر است.

عوامل توجیه کننده:

- اسلام یک رویکرد افراط گرایانه است.

- برخورد با مسلمانان حاصل اشتباهات آنان است.

- انتقادهای مسلمانان از غرب، کهنه و منسوخ است.

- قبض و بسط دین توسط نیروهای تاثیر گذار


برچسب‌ها: اسلام هراسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

اسلام ستیزی موضوعی است که در آن اسلام را به گونه ای دیگر برای جهانیان تعریف می کنند و اسلام هراسی پروسه ای است که در آن غالب جنگ نرم و به صورت به چالش کشاندن اصل و مبانی دین اسلام در داخل، سعی در ترساندن مردم و به خصوص جوانان دارند. آهنگ واژه اسلام هراسی اغلب هشدار دهنده و متضمن نژاد پرستی و بیگانه هراسی و مولفه های کلیشه ای است. واژه مسلمان ستیزی در این جا برای مشخص کردن نوعی ایدئولوژی بکار می رود که به ندرت بیانگر کثرت ادیان است بلکه اغلب در ترکیب با سایر واژه ها و ایدئولوژی ها بکار می رود. این واژه بیانگر نوعی عداوت و دشمنی با اسلام است و دارای ویژگی اسلامی هستند. مجموعه ای از افراد واقعی یا شکل داده شده که مبنای نوعی پیش داوری ساخته شده اند. در این معنا، اسلام ستیزی اعلب با پیش داوری های قومی همپوشانی دارد و مردمی را پوشش می دهد که ممکن است دارای ویژگی های غیر مسلمانی نیز باشند مانند آلبانیایی ها، فلسطینی ها یا حتی قفقازی ها. گروهی از صاحب نظران بر این باورند که مسلمان ستیزی، شکل جدیدی از نژاد پرستی است که نه تنها در ویژگی های فیزیکی بلکه در ویژگی های دینی نیز بین افراد تبعیض قائل می شود. افرادی همچون هالیدی(۱۹۹۹) معتقدند، اصطلاح اسلام هراسی واژه ای نادرست است چرا که اصطلاحی به شدت یکنواخت و عادی است. وی اشاره می کند که واژه اسلام هراسی بر این امر دلالت می کند که فقط و فقط درباره اسلام چنین احساسی وجود دارد و تمام مسلمانان مشابه یکدیگرند. اسلام هراسی، ترس اسلام به مثابه یک دین را پیش می کشد نه ترس از کسانی که از اسلام پیروی می کنند. اکنون دیگر حمله علیه اسلام به مثابه یک عقیده یا اعتقاد مطرح نیست بلکه حمله علیه مسلمانان به مثابه مردم ( کل بهم پیوسته) است.


برچسب‌ها: اسلام هراسی, اسلام ستیزی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

اسلام هراسی به پدیده پیش داوری یا تبعیض علیه اسلام و مسلمانان گفته می شود. این اصطلاح از اواخر دهه ۱۹۸۰ در زبان های دنیا رایج شد.

 Sanda fredman, discrimination and human rights, oxford university press, ISBN 0-19-924603-3,p.121.

Islamophobia: A challenge for us all, Runnymede trust, 1997, p.1, cited in quraishi, muzammil. Muslims and crime: a comparative study, ashgate publishing ltd., 2005, p.60

 


برچسب‌ها: اسلام هراسی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

جهان غرب و به خصوص قدرت های بزرگ نظیر آمریکا، انگلیس و ... برای ادامه حیات خود محتاج یک دشمن بیرونی می باشند. آنان با توسل به این دشمن( حقیقی و یا مجازی) طرح های توسعه طلبانه خود را گسترش داده و منابع مالی بودجه داخلی و خارجی خود را تامین می نمایند. کارخانه های اسلحه سازی آمریکا وابستگی شدیدی به این دشمن دارند تا بتوانند تولیدات خود را هم در داخل آمریکا و هم در سطح کشورهای تحت سلطه به فروش برسانند. انرژی که بخش عمده آن در نفت نهفته است، چرخه اقتصاد دنیا را می گرداند و غربی ها برای رونق اقتصاد خود احتیاج مبرم به واردات نفت دارند که با تسلط بر منابع نفتی می توانند رقبا را مجبور به همراهی با سیاست های خود کنند. این موارد و مواردی اینچنینی می طلبید تا پس از فروپاشی شوروی، دشمنی جدید ساخته و معرفی شود حالا این دشمن چه کسی و دارای چه خصوصیتی باشد، بحث دیگری است که بطور خلاصه به آن می پردازیم:
- دشمن جدید باید آنچنان قدرتمند و یا در حال قدرت گرفتن باشد که هراس از آن را هم خود آمریکایی ها و هم رقبا و دوستانش باور کنند.
- دشمن مورد نظر باید توان ایستادگی در برابر نظام سلطه را داشته و به این زودی جا نزده و از بین نرود.
- ماهیت دشمن می بایست برای افکار عمومی ناشناخته باشد تا رسانه های نظام سلطه بتوانند از آن غولی ساخته و هراس را در دل ایشان گسترش دهند.
- موقعیت جغرافیایی دشمن باید دور از سرزمین غرب باشد تا نتواند آمریکا را از نظر نظامی تهدید کند.
- ذهنیت افکار عمومی غربی ها از قبل نسبت به آن منفی باشد تا بستر برای ایجاد هراس از آن را در دل مردم به راحتی جا داد و ...
زمانی که آمریکا به دنبال دشمنی با این خصوصیات بود، انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسیده بود و به آرامی ساختار جدیدی را در دنیا  و مخصوصا منطقه شکل می داد و با ایدئولوژی مبتنی بر اسلام ناب محمدی(ص) مقاومت در برابر ستمگران را سرلوحه سیاست خود قرار داده و تلاش داشت تا ایران را از یوغ نظام سلطه رهانیده و به دنبال آن مردم منطقه را هم در این مسیر قرار دهد. گرچه رسانه های ارتباطی عمده دنیا در اختیار نظام سلطه بود و هست ولی پیام انقلاب اسلامی چنان قوی است که به سرعت تمامی کشورهای منطقه را در بر گرفته و بیداری ملت های اسلامی را در پی داشت و این خطری بود که حیات مستکبرین را به شدت تهدید می کرد. شکست طرح های مکرر نظام سلطه و قوی تر شدن انقلاب اسلامی باعث شد تا آنان پروژه دشمن تراشی را هم شروع کنند فلذا از یک طرف ایران اسلامی را در محاصره قرار داده و با توسل به جنگ روانی، مذاهب دیگر اسلامی را نسبت به تشیع بدبین کرده و تلاش کردند تا انقلاب را در داخل مرزها محصور کنند و از طرفی اسلام هراسی و اخیرا اسلام ستیزی را در تمامی دنیا و مخصوصا در میان مردم خود گسترش دادند و می توان گفت 11 سپتامبر سر آغاز اسلام ستیزی غرب بود و اگر مسائل بعد آن را از این زاویه ببینیم دیگر 11 سپتامبر را حادثه نخواهیم دانست و همچنین توطئه های گوناگونی که بر علیه اسلام طراحی و اجرا کرده اند نیز به خوبی روشن خواهد یود بویژه توطئه فرهنگی که در قالب تهاجم و در نهایت ناتوی فرهنگی اجرا می شود. ساخت فیلم موهن توسط یک عده از قبطی های پناهنده مصری در آمریکا با کارگردانی صهیونیسم و پشتیبانی آمریکا بر علیه ساحت پاک و مقدس پیامبر عظیم الشان از این جنبه قابل بررسی است.

برچسب‌ها: اسلام هراسی, ایران هراسی, ناتوی فرهنگی, بیانیه بسیج دانشجویی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت   توسط احمد محمدی  | 

"پیچیده تر شدن شیوه های دشمنی استکبار و تلاش پر هزینه ای که در مقابله با اسلام می کند نیز به دلیل همین پیشرفت ها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلام هراسی، تلاش شتابزده ای که برای ایجاد اختلاف میان فرقه های اسلامی و بر انگیختن تعصب های فرقه ای می کند، دشمن تراشی های کاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقه افکنی میان دولت های مسلمان و کوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنی ها و عارضه های لاینحل، استفاده از سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جوانان، همه و همه واکنش های سراسیمه گون و آشفته در برابر حرکت متین و گام های استوار امت اسلامی به سوی بیداری و عزت و آزادگی است." قسمتی از پیام امام خامنه ای به حجاج بیت الله الحرام- آبان ۸۹

" دولت امریکا در دوره رئیس جمهور قبلی، تلاش های زیادی علیه دنیای اسلام و همچنین علیه ایران انجام داد و دولت فعلی امریکا هم با وجود سخنان و پیام های به ظاهر دوستانه، همان سیاست اسلام هراسی و ایران هراسی را دنبال می کند." قسمتی از سخنان امام خامنه ای در دیبدار با مسئولان نظام- ۲۹ شهریور ۸۸


برچسب‌ها: اسلام هراسی, بیداری اسلامی, ایران هراسی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط احمد محمدی  |